| |
|
| |
بی مقدمه |
| |
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391-22:41
-میلاد تقی پور |
| |
سلام میکنم که کرده باشم
حالم خوبه
زنده ام
نفس میکشم و هنوز شعر بالا میارم
البته گاهی
البته گاهیم ناگاهی
یکم تلخ شدم تازگیا برعکس خودم
۳در۴
یکم ریش یا ته ریش باب طبع جامعه ی اقلیت سوار بر اکثریت
مهم نبود اینا که گفتم
مهم اینه که شما چی دوس داری بشنوی
دوس داری بشنوی؟
بعد این همه دوری و نزدیکی
نزدیکی؟
نزدیکم
اگه صدامو میشنوی پنبه هاروتا ته بکن تو گوشت
چیز شنیدنی ندارم
یا حداقل نمیخوام داشته باشم
اگه قرار بود داشته باشم
داشتم
حالا که ندارم
دارم؟
کو؟
کجاس؟
نمیدونم از چی حرف میزنی!
شعر ؟
اگر یادم اومد تماس میگیرم!!!!!
زینگ.....زینگ.........تماس
الو میخواستم یه کار براتون بخونم
بخونم ؟
نه نخون بفرست خودمون میخونم
چسب ینی همون چسب
خودتون بخونید
یه ترانه که ....
تو این بی عشقی ممتد تو خواستی تو دلم جاشی تو این دنیا نبودم که بخوای دنیای من باشی
شال آبی تو میندازی ... که تو موج موات گم شم دلم دریا نبود آخه که من غرق تلاطم شم
چشات و شعله ور کردی غرورم رو بسوزونی فقط میخوای که عاشق شم ازم هیچی نمی دونی
نمی دونی که شعر من شبیه درد و کابوسه نمی دونی تو رویا هام لبام و مرگ بوسه
غم عالم روی شونم من از این زندگی سیرم نشستم رو لب دنیا همین روزا دارم میرم
البته این مال چند وقت پیش بود حالا رفتم دیگه خیلی وقته
یا حق ؟
یا علی؟
یاسمن؟
یاسمین؟
یا چی ؟
یا هرچی که بهش اعتقاد دارین
مراقب خودتون باشید |
| |
لینک ثابت
|
شک.... |
| |
یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390-15:21
-میلاد تقی پور |
| |
به خودم بد کردم اینو باور دارم
دوباره سیگارو رولبام میذارم
خودم و هول میدم به شب و خاموشی
دوباره می افتم توی بی آغوشی
تک و تنها میشم با یه دنیا غصه
من چه دیر فهمیدم کوچمون بن بسته
خیلی دوست داشتم همه چی عالی بود
عکس تو رو دیوار گلا رو قالی بود
..........................
....................................
نفسم میگیره بغض من سر ریزه
تو نفهمیدی که چشه دنیا هیزه
.................
.................
تو نفهمیدی که من پر از احساسم
رو تو و رفتارت چقدر حساسم
هر شب اینجا بوی الکل و غم میده
خونه ی بی تو همش بوی ماتم میده
به خودم بد کردم اینو باور دارم
دوباره سیگارو رولبام میذارم
|
| |
لینک ثابت
|
عید |
| |
یکشنبه هفتم فروردین 1390-20:46
-میلاد تقی پور |
| |
سلام به همه ی دوستان خوبم
حرفی برای سال جدید ندارم
سال نوتون مبارک
همین... |
| |
لینک ثابت
|
طرح فرار |
| |
چهارشنبه دهم آذر 1389-14:38
-میلاد تقی پور |
| |
قفس میکشم به دور خودم
شاید دری بیابم تا از آن به آزادی بگریزم
و به این جمله عجیب معتقدم
که همه ی دیوانه ها این روز ها فیلسوفند...
(البته مهدی استخر عزیز فرمودن آخرش این طور باشه بهتره: این روزها همه ی فیلسوف ها را دیوانه می نامند)
|
| |
لینک ثابت
|
تعهد |
| |
چهارشنبه دهم آذر 1389-11:49
-میلاد تقی پور |
| |
مثه یک اتفاق خوب / تو دنیای من افتادی
تو دنیامو عوض کردی / تو عشق و یاد من دادی کنارت خوب و آرومم / من و گم کن تو آغوشت تعهد کن که میمونی / بذار این کوه و رو دوشت.... (میلاد تقی پور)
|
| |
لینک ثابت
|
مسیر عشق مسدوده |
| |
جمعه بیست و یکم آبان 1389-6:17
-میلاد تقی پور |
| |
اولین کاری که تصمیم گرفتم
که توسط کس دیگری اجرا بشه
ترانه ی مسیر عشق مسدوده بود
این ترانه رو به دوست عزیزم رسول شربتدار عزیز
واگذار کردم امیدوارم که خوب اجراش کنه
دموی این کا رو براتون میذارم...
مسیر عشق مسدوده
......
..........
................
واسه ما فاصله مرگه / من این تقدیرو میدونم
نمیتونی بدون من / بدون تو نمی تونم
اتوبان ها رو میگردم/ مسیر عشق مسدوده
ته سیگارو باور کن / تموم سهم ما دوده
..................
..........
....
.
(با احترام میلاد تقی پور) |
| |
لینک ثابت
|
... |
| |
جمعه سی ام مهر 1389-16:16
-میلاد تقی پور |
| |
سلام
به همه ی دوستانی که با همه ی نارفیقی من
هنوز هم برام بهترین رفیق هستن
به زودی به روز خواهم کرد
دوستتون دارم
موفق و پیروز باشید
با احترام (میلاد تقی پور) |
| |
لینک ثابت
|
کجاست هق هق |
| |
چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389-3:34
-میلاد تقی پور |
| |
دلم ابری غصه های توئه
توی پیک چشمات غم میخورم
بریز بغضت و پیکو لبریز کن
تو اندوه اشکات هم میخورم
بذار تا تو آغوش بی دغدغه ات
مثه بچه ها بی صدا کز کنم
بذارتا دوباره تو عشقم بشی
بذار رنگ چشمامو قرمز کنم...
این روز ها تنها هستم
حتی بدون خودم با خودم پیک میزنم
عجب کثافت خوبی ست
سلامتی....!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از جناب عالیان هم به خاطر تذکرشون کمال تشکر را دارم...
|
| |
لینک ثابت
|
شمع |
| |
شنبه دوازدهم تیر 1389-20:0
-میلاد تقی پور |
| |
شبیه قصه های تلخ ..... دارم از عشق میمیرم ! همین جا کام مرگم رو.... من از عکسات میگیرم ! غروب آرزو هام و به چشمای تو میبندم ! دارم از عشق میمیرم.... دارم از عشق میگندم.....!
|
| |
لینک ثابت
|
خالیه پر..... |
| |
دوشنبه هفتم تیر 1389-18:16
-میلاد تقی پور |
| |
گاهی حرف ها آنقدر سنگینند که حتی شعر هم تحمل وزنشان را ندارد.... |
| |
لینک ثابت
|
|
| |
پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389-16:30
-میلاد تقی پور |
| |
آروم میخندی آروم میمیرم آروم میری و آروم دلگیرم با این که مغرورم.............دستات و میبوسم
از دور میمیرم........................... از دور می پوسم با احترام (میلاد تقی پور)
|
| |
لینک ثابت
|
هر شب |
| |
سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389-11:8
-میلاد تقی پور |
| |
خیلی وقته صداتو نشنیدم / خیلی وقته دلم واست تنگه
خیلی وقته شبا نمی خوابم / خیلی وقته که خونه بی رنگه
بوی موهاتو میده این بالش/ عکس چشمات هنوز رو دیواره
پیرهنت روی تخت خوابیده / گریه راحتم نمی ذاره
|
| |
لینک ثابت
|
عید شده است .( گویا) |
| |
چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388-13:39
-میلاد تقی پور |
| |
عید شده است .( گویا)پدر یک هفته ای میشود که خانه نمی آید . این برنامه ی هر سال اوست . هر سال میگوید : همه چیز میخرم برایتان . لباس نو / آجیل /شیرینی کنار سفره نشسته ایم . من/ مادرم وخواهرم آینه و هفت صینی که مادرهر سال برایمان می چیند . (صبر. صبر . صبر . صبر .صبر. صبر . صبر ) ________________________________________ چه شیرینی و آجیل تلخی می خوریم هر سال و لباس های زشتی که هر سال چند بار زشت تر میشوند بر تنمان
سال خوبی داشته باشید عزیزان ... .. .. .. . . . . . . با احترام میلاد تقی پور
|
| |
لینک ثابت
|
دل تنگی |
| |
جمعه بیست و یکم اسفند 1388-2:58
-میلاد تقی پور |
| |
اگه دستای تو سرده / اگه احساس تو سنگی اگه این روزا بیزاری / تو از واژه ی دل تنگی من از دستای تو دورم / من از حس تو غمگینم
یه وقتایی مثه بختک / رو فکرای تو سنگینم کی میگه حال من خوبه / دلم واسه دلت تنگه
تو خوب می دونی دنیامون / بدون هم چه بی رنگه اگه دستای تو سرده / اگه احساس تو سنگی
بیا احساس کن با من / چه دردی داره دل تنگی بزار محکوم شیم امشب / به رویایی که پروازه
بزار باور کنیم این عشق/ داره دنیا تو می سازه
باورت میشه که عشق بتونه دنیا تو از نو بسازه...؟
|
| |
لینک ثابت
|
هرزه |
| |
دوشنبه هفدهم اسفند 1388-1:4
-میلاد تقی پور |
| |
یه کار قدیمیه که یه سری تغییرات توش دادم نمیدونم این کارو دوست دارم یا ازش متنفرم شما چی فکر میکنید؟؟؟
هرزه
دوباره زل زدن چشمات دوتا چشمای مرموزت
داره میره رو اعصابم دروغای شب و روزت
دیگه از بودنت خستم به رنگ شب شده روزم
به جای گرمی عشقت من از سرمات میسوزم
همش انگار یه بازی بود پای تو زندگی دادن
همین دیروز بود انگار چشام تو چشمت افتادن
همین دیروز بود انگار که گفتی عاشقم هستی
تا من خوابم نمی بردش تو چشمات و نمی بستی
حالا برگشته رفتارت دلت اهل رفاقت نیس
تو فکر شوم تو چیزی به جز فکر خیانت نیس
دیگه بسه تمومش کن نمیخوام عاشقم باشی
به عشق من بخوابی و رو تخت دیگری پاشی
هوا تو بی هوا کم کن از این روزای تلخ و سرد
بزار راحت بشم امشب از این رابطه ی پر درد
|
| |
لینک ثابت
|
حال و روز من بی تو |
| |
جمعه هفتم اسفند 1388-11:24
-میلاد تقی پور |
| |
اشکهای یخی گونه هایم را می سوزاند.
جلوی آیینه به خودم زل زده ام
قبرهای شادی زیر چشمانم کنده شده
سکوت اتاق را بغل کرده است
عقربه های ساعت مغزم را میتراشد
و تو حل می شوی در استکانی که برعکس است
سرفه های مکررم خلاصه میشود در سیگاری
که خاکستری شده در دستانم
باز هم سر درد سر درد سر درد
این است حال و روز من بی تو |
| |
لینک ثابت
|
نماز مست |
| |
سه شنبه چهارم اسفند 1388-12:18
-میلاد تقی پور |
| |
جایی شنیدم کسی آرام گفت :
تو توبه نامه را بنویس امضا کردنش با من......
(نماز مست)
با تن نا پاک نمازم گرفت
وقت اذان شد دل سازم گرفت
گفتمش این عرش کجا ما کجا
مست کجا چنبر مینا کجا
گفت که خاموش تو از جانمی
سر به هوا مجری فرمانمی
گفت تو در دل نفسی داشتی
بی هوس این بذر به دل کاشتی
من همه در جان تو بودم خموش
حال تو بر روشنی من بکوش
غسل کن و مست شو از باده ام
سر به هوا شو سر سجاده ام
پاک شو و مست شو از نور من
زن ز دلت زخمه به تنبور من
با تن نا پاک نمازت بخوان
پاک شو و بر سر عهدت بمان
این شعر با جوهر قرمز از خودکارم چکید
بد جوری خرابم کرده
خدایا یعنی هنوزم میشه برگشت؟؟؟
|
| |
لینک ثابت
|
بی عنوان |
| |
دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388-17:47
-میلاد تقی پور |
| |
سلام به همه ی دوستان و هم ترانه های عزیزم
خیلی ممنونم که بهم سر میزنید
از همه ی شما عذر خواهی می کنم
که به علت مشغله ی فکری نمیتونم به کامن های شما پاسخ بدم
اما همشون رو میخونم
به زودی به روز خواهم کرد
منتظر ترانه ی جدیدم باشید
شما را به خدای بزرگ و مهربان میسپارم
موفق و سر بلند باشید....
میلاد تقی پور |
| |
لینک ثابت
|
جایی دیگر |
| |
چهارشنبه یکم مهر 1388-17:15
-میلاد تقی پور |
| |
شاید بهتر از دیروز باشم
اما هنوز کوبیدن حالمان به هاونِ جبر به پایِ کوبیدن پایمان نمی رسد
از خود به تمام خودت
خودت به ناتمام خود
در پی چه سر به این بازی سپرده ایم
کجای راه را در راهیم
جایی دیگر شاید مقصد ما باشد
مقصدِ سفری که ناگزیر شد برای من و تو
هم خدمتی عزیزم
فروش را فراموش کن
خرید را در یاب عزیز
خرید...........
|
| |
لینک ثابت
|
حال خوشی ندارم |
| |
سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388-19:25
-میلاد تقی پور |
| |
از همه ی دوستانی که نتونستم جواب کامنت هاشون رو بدم عذر خواهی میکنم
دلیلش رو پایین توضیح میدم .......... :
حال خوشی ندارم
دهانم مزه ی گسی دارد
روز ها سر میخورند به شب
بی هیچ / بی هیچ تر از همیشه
ساعت هایم عقب میمانند
از خودم از خوابم از فکرهایت
سیگار در دستم خاکستر میشود
بی کام
بی آتش
بی دود
حال خوشی ندارم
صدای احسان درِ گوشم راه میرود :
(به نابودی کشوندیم تا بدونم همه بودو نبود من تو بودی بدونم هر چی باشم بی تو هیچم بدونم فرصت بودن تو بودی)
حال خوشی ندارم
خدا در قلبم گریه میکند انگار
خدا نگران من است
نگران سیگارم
نگران ساعتم
نگران خوابهایم
نگران فکرهایم
حال خوشی ندارم
صدای احسان درِ گوشم راه میرود :
(تازه فهمیدم به جز نو حرف هیشکی خوندنی نیست آدما میان و میرن هیشکی جر تو موندنی نیست)
حال خوشی ندارم ..........
|
| |
لینک ثابت
|
|